سينه مالامال درد است ای دريغا مرهمی
دل ز تنهايی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسايش که دارد از سپهر تيز رو
ساقيا جامی به من ده تا بياسايم دمی
زيرکی را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت
صعب روزی بوالعحب کاری پريشان عالمی
آدمی در عالم خاکی نمی آيد بدست
عالمی ديگر ببايد ساخت وز نو آدمی
در طريق عشق بازی امن و آسايش بلاست
ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرحمی
گريه حافظ چه سنجد پيش استغنا عشق
کاندر اين طوفان نمايد هفت دريا شبنمی
نام آلبوم: آستان جانان
با صدای :استاد محمد رضا شجریان
سنتور:پرویز مشکاتیان
تنبک: ناصر فرهنگ فر