تبليغاتX
آستان جانان
بوی باران
 
 زمستان هم با سرما و سختی های خود رفت و بهار و در راه است
سالهاست که آمدن بهار  نوروز  برای قشر عظیمی از جامعه ای که در آن زندگی میکنیم نوید شادی و سرور نیست چرا که:
                                         نقل و سبزه در ميان سفره نيست
                                        جامت از ان مي كه مي بايد تهي است
قصد بر سیاه نمایی نیست ولی بیاییم در این ساعات زیبا  از صمیم  دل دعا کنیم  ازیزدان پاک که همواره نگاهبان این آب و خاک بوده بخواهیم که صلح و دوستی- نشاط و آرامش - امید و زندگانی را بار دیگر به ما عنایت گرداندو سیاهی و سرما و سختی و ناامیدی  را از مردم ما واز این مرزو بوم و  این خاک عزیز دور گرداند
 
 
 
 
بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو هاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
           اي دل من گرچه در اين روزگار
           جامه رنگين نمي پوشي به كام
           باده رنگين نمي نوشي ز جام
           نقل و سبزه در ميان سفره نيست
          جامت از ان مي كه مي بايد تهي است

اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
گر نكوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ.

 

آلبوم بوی باران

با صدای استاد محمد رضا شجریان

با کلامی از استاد فریدون  مشیری

 
 
 

 ‎

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/28ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط سیاوش تی  | 
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

 

بی همگان بسر شود

 

بی همگان بسر شودبی تو بسر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود

دیده چشم مست توچرخه چرخ دست تو
گوش طرب بدست تو بی تو بسر نمی شود


 جان زتو نوش می کند دل زتو گوش می کند 

 عقل خروش می کند بی تو بسر نمی شود  

جاه و جلال من توئی ملکت و مال من توئی
آب زلال من توئی بی تو بسر نمی شود
  
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
 آه منی  کجا روی بی تو بسر نمی شود
 
بی تو اگر بسر شدی زین جهان زبر شدی
باغ دلم سقر شدی بی تو بسر نمی شود

چشم مرا ببستی قلب مرا بشستی
وز همه کس گسستی بی تو بسر نمی شود

 بی همگان بسر شود  بی تو بسر نمی شود
داغ تو دارد این دلم   جای دگر نمی شود


 
 
البوم بی همگان به سر شود
با صدای استاد محمد رضا شجریان
هم نوا همایون شجریان
نوازندگان استاد حسین علیزاده و استاد کیهان کلهر
 

 
کمانچه یکی از سازهای موسیقی است.
این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای ۴ سیم می‌‌باشد. این سیم‌ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب می‌‌باشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی.
کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برش‌های از عاج تزیین شده است.

معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچه‌های پشت بسته ۲۸/۵ و در کمانچه‌های پشت باز ۳۱ سانتی متر است که این اندازه‌ها در کمانچه‌های نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچه‌های آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک می‌کنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به ۳۵ سانت هم برسد .

پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام می‌‌رسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده می‌شود ولی شمار سیم‌های آن از کمانچه بیشتر است.

 

کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.
در دایره المعارف فارسی ج ۲ ذیل کمانچه آمده است: از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می‌کنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.

شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می‌گوییم. و به همین جا اضافه می‌کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته می‌شود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازه‌ها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسه‌ها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست می‌کنند. کاسه‌هایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته می‌شوند. استفاده از این کمانچه‌ها در قسمت‌های مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچه‌ها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسهٔ سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچه‌ها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچه‌ها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم می‌شوند. کمانچه‌های پشت باز معمولاً از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته می‌شوند. کاسه‌های کروی به دو صورت یک تکه و ترکه‌ای هستند، در کمانچه‌های ترکه‌ای کاسه از به هم چسبیدن ترکه‌هایی که در روی قالب خم شده‌اند ساخته می‌شود. ضخامت این کاسه‌ها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت می‌گیرد. کاسه‌های یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولاً از گردو خراطی می‌شود. وزن کاسه از کاسه‌های ترکه‌ای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچه‌ها زیاد مطلوب نیست، کمانچه‌هایی ساخته می‌شود که تقریباً کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته می‌شود، این کمانچه‌ها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازه‌های دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند. قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولاً ۲۰ سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسه‌های بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسه‌ها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته می‌شود. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریباً در یک شکل ساخته می‌شود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک ۳۷ میلی متر و در محل اتصال به کاسه ۳۱ میلی متر است. طول دسته کمانچه ۳۱ سانتی متر است. در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالاً در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار می‌گیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل می‌شوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده می‌شود و این پوست معمولاً پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره می‌تواند باشد. خرک بر روی پوست قرار می‌گیرد و سیم‌ها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار می‌گیرد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی ۶۰ سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمی‌شود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازه‌های کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه. برای ساختن کمانچه‌ای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است.
 
اساتید و  نوازندگان بزرگ و نامی کمانچه چون :
حسین‌خان اسماعیل‌زاده، باقر‌خان رامشگر، علی اصغر بهاری، رحمت الله بدیعی و داوود گنجه‌ای، کیهان کلهر، سعید فرجپوری، اردشیر کامکار، علی اکبر شکارچی، هادی منتظری، درویش‌رضا منظمی، ابراهیم نقدیان، شروین مهاجر، کوروش بابایی،سعید کامجو می توان نامبرد
 
2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط سیاوش تی  | 
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin

 

بنام یزدان پاک

 

اسفند ماه ۱۳۸۷ چهارمین سالی است که  دو وبلاگ کلک خیال انگیز و آستان جانان را  به سفارش و راهنمایی یک دوست قدیمی راه اندازی کردم و در این چهار سال  همواره بر این اصل بودم که هنر والای موسیقی ایران به خصوص آثار ماندگار موسیقی و آواز رو به دوستانی که کمتر آشنایی بااین موهبت الهی داشته و دارند را معرفی کنم. در طول این سالها از لطف و مرحمت شما دوستان بهرمند بوده ام به خصوص دوستان عزیز ومحترمی چون شکوفه یاس - فانوس خیس- الهه مهر- یک نگاه تازه

به طبع در این چهار سال  با بسیار دوستان در عرصه هنرو موسیقی و سایر موارد آشنا شدم و نظرات این عزیزان راهنمای من در طی این مسیر چهار ساله بوده دوستانی چون:

گنجشکک اشی مشی-رنجستان - سایه شب - به رنگ عشق - چند قدم نزدیکتر به خدا-حکایت دل- رندانه- لحظه - پژاوک خاموش- کیهان و بسیار دوستان عزیز دیگر که متاسفانه به دلایل مختلف دیگر در عرصه وبلاگ نویسی نیستند که در همینجا دست یکایک این عزیزان رو می فشارم و از همه شما عاجزانه خواهش میکنم چنانچه نظری در هر چه بهتر شدن این دو وبلاگ دارید با اعلام آنها من را یاری کنید

با تشکر از همه دوستان - علی( سیاوش تی)

 

 
 ببار اي ابردر بهـــــــــــــــــار
با دلم به هواي زلف يــار
داد و بيداد از اين روزگـــار
ماه رو دادن به شبهاي تار
اي بـــــــــــارون
بر کوه و دشت و هامون ببار
اي بــــــــــــارون
ببار اي ابر بهـــــــــــــــــار
ببار اي بارون ببـــــــــــــار
با دلم گريه کن خون ببار
در شبهای تيره چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببـــار
اي بــــــــــــارون
دلا خون شو خون ببـــــــــار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخي لبهاي سرخ يــار
به ياد عاشقاي اين ديـــــــار
به کام عاشقاي بي مــــــزار
اي بــــــــــــارون

آلبوم شب سکوت کویر

   با صداي استاد  محمد‌رضا شجريان،   

   آهنگساز: کيهان کلهر بر اساس آوای محلي

    خراساني بر روی کلامي از محمد‌علي معلم،  

 
 
 
2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط سیاوش تی  | 
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin