|
از خون جوانان وطن لاله دمیده از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده چه کجرفتاری ای چرخ چه بد کرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ نه دین داری نه آیین داری ای چرخ از ابر کرم ، خطه ی ری رشک ختن شد دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد و آواز نیامد این مدعیان در طلبش بی خبرانند آن را که خبر شد خبرش باز نیامد این اثر جاودان رو با صدای بی نظیر و استاد شجریان و شعر زیبای استاد عارف قزوینی را دانلود کنید |
||
|
||
|
تقدیم به بلند آواز ، آواز ایران استاد محمد رضا شجریان
استاد محمد رضا شجریان نمونه بارز یک هنرمند وطن پرست و مسوول است عملکرد ایشان در طول عمر هنری پر عزتشان گواه براین ادعاست با واقعه 1357 استاد شجریان همراه با اساتید بزرگی چون استاد لطفی با آثار بزرگ و به یاد ماندنی همراه با مردم در سیل خروشان بر علیه نظام "خودکامگی" و "دیکتاتوری" زمان سر بر آورد و آثاری چون «سپیده»، «رزم مشترک»، «جانبازان»، «میهن»، «برادر غرق خونه» خلق نمودند دردهه 60 که موج خفقان بر این سرزمین سایه افکنده بود با ارائه آلبوم "بیداد ( بشنویم)" با موسیقی سحر انگیز استاد مشکاتیان اعتراض صریح خود را اعلام کردند زهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد که با مخالفت نظام مواجه شد و در همان اوایل از عرضه این البوم جلوگیری بعمل آمد که نمونه بارز مخالفت ها سخنرانی تند آقای غفاری در صحن مجلس گواه آن است خلق اثر زیبای" قاصدک" شعر زیبای استاد اخوان ثالث که هر گز مجوز انتشار نیافت اوج زیبایی و زمان سنجی استاد شجریان بود قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟از كجا وز كه خبر آوردي ؟ خوش خبر باشي ، اما ،اما گرد بام و در من بي ثمر مي گردي انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس برو آنجا كه تو را منتظرند قاصدك در دل من همه كورند و كرند دست بردار ازين در وطن خويش غريب قاصد تجربه هاي همه تلخ با دلم مي گويد كه دروغي تو ، دروغ كه فريبي تو. ، فريب قاصدك هان ، ولي ... آخر ... اي واي راستي آيا رفتي با باد ؟ با توام ، آي! كجا رفتي ؟ آي راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟ مانده خاكستر گرمي ، جايي ؟ در اجاقي طمع شعله نمي بندم خردك شرري هست هنوز ؟ قاصدك ابرهاي همه عالم شب و روز در دلم مي گريند در کنار این آثار که زبان گویای استاد شجریان در قبال وقایع اجتماعی جامعه بود آثاری چون "آستان جانان" "دود عود" "جان عشاق" ووو استمرار فعالیت هنر موسیقی و آواز ایرانی بود هنری که جو مستبد زمان سخت با آن مخالف بود و موسیقی را حرام و عشق را گناه خطاب میکرد ولی سعی و کوشش استاد شجریان در کنار اساتیدی چون مشکاتیان و عندلیبی و فرهنگ شریف زنده نگاه داشتن زندگی بود پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
با آغاز دهه 70 بود که استاد با برگزاری کنسرت موسیقی در تالار حنانه گام به عرصه جدید گذاشت اجرای زنده موسیقی برای جوانانی که تشنه موسیقی غنی ایرانی شده بودند تیری بود که در تاریکی نثار شب پرستان میکرد استقبال چشم گیر جوانان باعث تحیر و تعجب دشمنان هنر و عشق شده بود اوج کار زیبای استاد اجرای تصنیف مرغ سحر به یاد استاد مرتضی نی داود بود که اجرا شد ناله های مرغ سحر که دیر زمانی است در فضای سرد ایران طنین دارد مرغ سحر( بشنویم) مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن ز آه شرر بار ، این قفس را بر شکن و زیر زبر کن بلبل پر بسته ز کنج قفس درا نغمه آزادی نوع بشر سرا وزنفسی عرصه این خاک توده را پر شرر کن ظلم ظالم ، جور صیّاد آشیانم ، داده بر باد ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن ! نو بهار است ، گل به بار است ابر چشمم ، ژاله بار است این قفس ، چون دلم ، تنگ و تار است . شعله فکن در قفس ای آه آتشین دست طبیعت گل عمر مرا مچین ! جانب عاشق نگه ای تازه گل ، از این بیشتر کن ! بیشتر کن ! بیشتر کن ! مرغ بیدل ، شرح هجران ، مختصر ، مختصر کن ! تصنیف مرغ سحر که همواره در کنسرت های استاد شجریان اجرا میشد و میشود به علت این که زبان دل مردم بوده و هست همواره مورد استقبال قرار میگیرداثار استاد شجریان راه خود را که همان زبان حال مردم بود می پیمود با آثاری چون" یاد ایام" " سکوت سرد زمان ( بشنویم)"" چشمه نوش" و.... که با آلبوم " فریاد" با اشعار زیبا و کوبنده استاد اخوان ثالث و استاد هوشنگ ابتهاج فریاد بلند در تاریخ هنر موسیقی و اواز بر آورد خانه ام آتش گرفتست آتشي جانسوز هر طرف مي سوزد اين آتش پرده ها و فرش ها را تارشان با پود من به هر سو مي دوم گريان در لهيب آتش پر دود وز ميان خنده هايم تلخ و خروش گريه ام ناشاد از درون خسته سوزان مي کنم فرياد ، اي فرياد خانه ام آتش گرفتست آتشي بي رحم همچنان مي سوزد اين آتش نقش هايي را که من بستم به خون دل بر سر و چشم درو ديوار در شب رسواي بي ساحل واي بر من واي بر من سوزد و سوزد غنچه هايي را که پروردم بدشواري در دهان گود گلدان ها روز هاي سخت بيماري از فراز بامهاشان شاد دشمنانم موزيانه خنده هاي فتحشان بر لب بر من آتش بجان ناظر در پناه اين مشبک شب من بهر سو مي دوم گريان از اين بيداد مي کنم فرياد ، اي فرياد واي بر من همچنان مي سوزد اين آتش آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان وانچه دارد منظر و ايوان من بدستان پر از تاول اين طرف را مي کنم خاموش وز لهيب آن روم از هوش زان دگر سو شعله برخيزد ، بگردش دود تا سحرگاهان که ميداند که بود من شود نابود خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا : « مشت خاکستر » واي آيا هيچ سر بر مي کنند از خواب مهربان همسايگانم ازپي امداد سوزدم اين آتش بيداد گر بنياد مي کنم فرياد ، اي فريــــــــــــــاد ، فريــــــــــــــــــــاد البوم اخیر استاد شجریان نشان داد که استاد همواره سر به دامان هیچ زر و زوری نگذاشته و نمی گذارد حتی اگر با اجرای کنسرت های ایشان مخالفت شود ویا اختلال ایجاد کنند که کردند کنسرت های اروپایی استاد ندای حق طلبی مردم ایران بود که در سراسر جهان بانگ بر آورده بود بار ها استاد شجریان بر پخش ناقص و مسئله دار اثارش در صدا و سیما مخالفت کرده بود تا این اواخر که به خاطر همسویی با ندای مردم از صدا و سیما خواست که دیگر به پخش اثار استاد که یاد اور حق طلبی های مردم ایران در سال 1357 بود اقدام نکند و بااین اقدام خود نشان داد که هنوز استاد شجریان هنرمندی است از مردم که به خاطر مردم میخواند . کسی که به خاطر مردم باشد و بماند همواره زنده وجاوید خواهد ماند زنده و جاوید باد شهریار موسیقی ایران استاد محمد رضا شجریان |
||
|
||